پشـت کاجستـــــــان...

 

جین ایر / شارلوت برونته

 این کتاب تحت عنوان "جین ئر " هم منتشر شده.

بیشتر وقایع این داستان بر  اساس واقعیت نوشته شدن.

آثاری از نویسنده : پروفسور ، شرلی و ویلت.

 این متن رو بسی به عنوان ترانه ای  برای جین میخونه :

 پاهایم مجروح ،اندامم خسته ؛

راه طولانی است و کوها غریب و متروک؛

به زودی شفق از آسمان ملال انگیز و تهی از ماه

بر فراز معبر کودک یتیم بینوا نا پدید می شود.

 

چرا مرا به جایی چنین دور و چنین متروک

به گستره ی خلنگ زارها و کنار انبوه صخره های کبود فرستادند ؟

مردمان ، سنگدل اند ، و فرشتگان مهربان

تنها گام زدنهای کودک یتیم بینوا را به تماشا نشسته اند.

 

اینک ، اما ، نسیم آرام شبانه در دوردست می وزد ؛

هیچ ابری نیست ، وستارگان شفاف با نور ملایم می درخشند،

خداوند در پرتو رحمت وعنایت خود ، آثار آرامش و امید را

برکودک یتیم بینوا آشکار می سازد.

 

حتی اگر از فراز پل شکسته فرو افتم ،

یا فریفته ی روشنائیهای دروغین شده ،

در باتلاقها راه خود را گم کنم ،

پدرم ، اما ، به عهد خود وفا کرده

این کودک بینوا را در آغوش خواهد گرفت.

 

اندیشه ای است که مرا نیرو می دهد :

هرچند بی کس و بی پناهم

بهشت خانه ی من است ! و آرامش را از من دریغ نخواهد داشت؛

دوست کودک یتیم بینوا ، خداست!

 

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط ف.الف نظرات ()