پشـت کاجستـــــــان...

مهتاب

 

کرم شب تاب به مهتاب گفت با اصرار ؛

که همین یک شب را ،

فقط این یک شب را ،

چادر گل گل ابریت را سرکن و نور نده ،

آخر امشب  چشمی قصد دارد که مرا جای مهتاب بچیند از شب !!!

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧ ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ توسط ف.الف نظرات ()