پشـت کاجستـــــــان...

اگر عاشق کسی دیگر شوم...

اگر عاشق کسی دیگر شوم،

دیگر همانند گذشته دلتنگ ات نمی شوم .

حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی کنم .

در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری ست ، چشمانم پُر نمی شود .

 تقویم روزهای نیامدنت را هم دور انداخته ام .

کمی خسته ام ، کمی شکسته .

کمی هم نبودنت مرا تیره کرده است .

اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته ام .

تنها “خوبم” هایی روی زبانم چسبانده ام .

مضطربم .

فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیونها بار به حافظه ام سر می زنم

و نمی توانم چهره ات را به خاطر بیاورم ، من را می ترساند .

دیگر آمدنت را انتظار نمی کشم .

حتی دیگر از خواسته ام برای آمدنت گذشته ام .

اینکه از حال و روزت باخبر باشم ، دیگر برایم مهم نیست .

بعضی وقتها به یادت می افتم ،

با خود می گویم : به من چه ؟

درد من برای من کافی ست ....

آیا به نبودنت عادت کرده ام ؟

از خیال بودنت گذشته ام ؟

مضطربم .

یا اگر عاشق کسی دیگر شوم ؟

باور کن آن روز تا عمر دارم تو را نخواهم بخشید ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط ف.الف نظرات ()