پشـت کاجستـــــــان...

 

آن لحظه
که دست های جوانم
در روشنایی روز
گل باران ِ سلامُ تبریکات ِ دوستان ِ نیمه رفیقم می گذشت

دلــــم
سایه ای بود ایستاده در سرما
که شال کهنه اش را
گره می زد

حسین پناهی

+ نوشته شده در پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠ ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ توسط ف.الف نظرات ()