پشـت کاجستـــــــان...

 

ناودانها شرشر باران بی صبریست

آسمان بی حوصله ، حجم هوا ابریست

کفشهایی منتظر در چارچوب  در

کوله باری مختصر لبریز بی صبریست

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد

در تب دردی که مثل زندگی جبریست

و سر انگشتی به روی شیشه های مات

 بار دیگر می نویسد : 

 خانه ام ابریست! 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩ ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط ف.الف نظرات ()