پشـت کاجستـــــــان...

هبوط

عالم ذر بود و خداوندٍ خدا دست اندر کار سرشتن فطرتها !!!

 

قیامت کبرائی بود! هراس مرموز و سنگینی برابدیت سایه افکنده بود و فرشتگان ، سر در پیش و خاموش ،شتابان ، مشت مشت لجن بر میگرفتند و تند و بی حوصله و ناخشنود ، همه را یکنواخت و قالبی شکل میدادند و کناری بر روی خاک می افکندند تا خشک شود و همچون سفالی که شد ، خداوند خدا در آن روح دمد و مجسمه های لجنی جان گیرند و به راه افتند... خدا به شتاب ، گل های دیگر را می سرشت و می ساخت و نوبت تو نزدیک می شد  و من بی قرار !!!نوبت تو رسید! من برای نخستین بار نفسی برآوردم و

نیروی شوق از جا بلندم کرد و دربرابر خدا ایستادم.اما همچنان چشم از تو برنگرفتم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط ف.ا نظرات ()


خانه ی دوست



من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
 
کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند
 
آرام گل بگو گل بشنو
 
هر کسی میخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد
 
شرط وارد گشتن : شستشوی دلهاست
 
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
 
بر درش برگ گلی میکوبم و به یادش با قلم سبز بهار مینویسم
 
ای دوست خانه دوستی ما اینجاست
 
تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست
فریدون مشیری         
+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط ف.ا نظرات ()


پشت کاجستان

پشت کاجستان، برف
برف، یک دسته کلاغ.
جاده یعنی غربت.
باد، آواز،مسافر، وکمی میل به خواب.
شاخ پیچک، و رسیدن، و حیاط.
من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.
می نویسم، و دو دیوار ، و چندین گنجشک.
یک نفر دلتنگ است.
یک نفر می بافد.
یک نفر می شمرد.
یک نفر می خواند.
زندگی یعنی: یک سار پرید.
از چه دلتنگ شدی؟
دلخوشی ها کم نیست:مثلا این خورشید،
کودک پس فردا،
کفتر آن هفته.
یک نفر دیشب مرد
و هنوز ، نان گندم خوب است.
و هنوز ، آب می ریزد پایین،اسب ها می نوشند.
قطره ها در جریان،
برف بر دوش سکوت
و زمان روی ستون فقرات گل یاس ...
  

                        سهراب سپهری         

+ نوشته شده در دوشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط ف.ا نظرات ()


(مارگوت بیگل)

من یاد گرفته ام به درونم گوش فرا دهم

هرصدایی را تشخیص دهم که به من میگوید ،

این ساعت به من چه حکم میکند.

من یاد نگرفته ام که مطیع باشم ؛

هر صدایی را که  با من سخن میگوید .که همیشه به آن میگویم :

 

{من از ساعات چه میخواهم}

+ نوشته شده در یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط ف.ا نظرات ()


--------

خداوندا

 اگر روزی بشر گردی

 ز حال ما خبر گردی

 پشیمان می شوی از قصه خلقت

 از این بودن از این بدعت

 خداوندا

نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا

چه دشوار است

 چه زجری می کشد آنکس که انسان است

و  از احساس سرشار است

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط ف.ا نظرات ()


(دکتر شریعتی)

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است !

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط ف.ا نظرات ()


ساکت و تنها

   ساکت وتنها

   چون کتابی در مسیر باد

   می خورد هر دم ورق اما...

   هیچ کس او را نمی خواند

   برگها را می دهد بر باد

   می رود ازیاد

   هیچ چیز از او نمیماند

   بادبان کشتی او در مسیرباد

   مقصدش هر جا که باداباد

   بادبان را نا خدا، باداست

 لیک او را هم خدا هم ناخدا، باد است

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط ف.ا نظرات ()


کبوتر

بر شانه ی من کبوتریست که از دهان تو آب میخورد

بر شا نه ی  من کبوتری ست که گلوی مرا تازه میکند

بر شا نه ی  من کبوتری ست با وقار و خوب

که با من از روشنی سخن میگوید و از انسان

من با انسان در ابدیتی پر ستاره گام میزنم

آدمها هم تلاش حقیقت اند

آدمها همزاد ابدیتند

من با ابدیت بیگانه نیستم

هیچ کجا، هیچ زمان، فریاد زندگی بی جواب نمانده است

به صداهای دور گوش میدهم

از دور به صدای من گوش میدهند

من زنده ام …صدای من بی جواب نیست

قلب خوب تو جواب من است

مرغ صدا طلایی من در شاخ وبرگ خانه ی تو رست

نازنین جامه ی خوبت را بپوش

عشق ما را دوست میدارد

من با تو رویاهایم را در بیداری دنبال میگیرم

من شعر را از حقیقت پیشانی تو درمییابم

با من از روشنی حرف میزنی

با تو من دیگر تنها نیستم

+ نوشته شده در جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ توسط ف.ا نظرات ()


سرمه ی خورشید(نادر نادرپور)

من مرغ کور جنگل شب بودم

باد غریب محرم رازم بود

چون بار شب به روی پرم میریخت

تنها به خواب مرگ نیازم بود

هرگز ز لابه لای هزاران برگ

در من نمیشکفت گل خورشید

هرگز گلابدان غروب ما ه

بر من گلاب نور نمیپاشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۸٧ ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ توسط ف.ا نظرات ()