
خیلی خوب
خیلی زود تبدیل شد به خیلی بد
خیلی زود.
هیچ کس چیزی به من نگفت و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم که خیلی خوب چقدر زود تبدیل می شود به خیلی بد. آفتاب
تبدیل شد به سایه، به باران!
شور و شوق .
تبدیل شد به لذت ، به درد!
ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سر دادن سرودهای غم انگیز... خیلی زود
با
و ابد تبدیل شد به گاهی، به هیچ وقت و
"مرا دوست داشته باش"
تبدیل شد به "جایی هم در قلبت برای من در نظر بگیر"
اگر هیچ کس به تو نگفته باشد حالا دیگر باید بدانی
که خیلی خوب .خیلی زود تبدیل می شود به خیلی بد .
خیلی زود .
((شل سیلور استاین))

آنچنان خستهام
که
وقتی تشنهام
با چشمهای بسته
فنجان را کج میکنم
و آب مینوشم
آخر اگر که چشم بگشایم
فنجانی آنجا نیست
خستهتر از آنام
که راه بیفتم
تا برایِ خود چای آماده سازم (کنم)
آنچنان بیدارم
که میبوسمت
و نوازشت میکنم
و سخنانت را میشنوم
و پسِ هر جرعه
با تو سخن میگویم
و بیدارتر از آنَم
که چشم بگشایم
و بخواهم تو را ببینم
و ببینم
که تو نیستی
در کنارم.
اریش فرید